۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۷, شنبه

دیانای من هفت ماهه شد

دیانای من عشق من هفت ماهه شد 
هر روز شیرین تر میشه 

یک جور خاصی به آدم نگاه می کنه بعد می خنده اونوقت هست که من می فهمم دنیا چقدر قشنگه 
خیلی وقت بود ازش عکس نگرفته بودم جدیدا هم که سایتشو فیلتر کردن
اما من تمام تلاشم رو می کنم تا یک آلبوم خاطرات خوب براش بجا بگذارم تا بدونه چقدر وجود اون تو دنیا مهم است و چقدر تونسته چندتا خانواده رو خوشحال و به زندگیشون امید ببخشه
چند روز پیش با شهره تو حیاط رفته بودیم و شهره شروع به عکس گرفتن ازش کرد 


From هفت ماهگی

From هفت ماهگی

راستی دیانا خانم کم کم آماده نشستن میشن و چند وقته که پاهاش رو می تونه بخوره

From هفت ماهگی


۱۳۹۰ فروردین ۹, سه‌شنبه

عید 1390

امسال اولین عیدمون در کنار دیانای خوشگل و ناز بود

From عید 1390


From عید 1390


From عید 1390


با اینکه تحویل سال نزدیک 3 نصفه شب بود ولی بیدار شدیم و دیانا رو هم آماده کردیم و 3 تایی پای سفره 7 سین نشستیم

From عید 1390


From عید 1390


From عید 1390


نی نی پارتی

امروز رفته بودیم نی نی پارتی خونه الناز دوستم
کلی نی نی همسن و سال دیانا با ماماناشون اونجا بودن
خلاصه خیلی بهمون خوش گذشت

From nini party


From nini party


From nini party


From nini party

۱۳۸۹ اسفند ۷, شنبه

سفرنامه کیش

سفر خیلی خوب و بیاد ماندنی شد اولش که سوار هواپیما شدیم از گوش درد دیانا داخل هواپیما به خاطر ارتفاع گرفتن و در آخر فرود اومدن خیلی می ترسیدیم بنابراین شیر دیانا خانم را آماده کردیم تا در این دو زمان دیانا شیر بخوره و گوش درد نگیره که خدا رو شکر گوش درد نگرفت
اولین کاری که با شهره و دیانا تصمیم گرفتیم انجام بدیم رفتن لب ساحل و کیف کردن اونجا بود دیانا خانم هم کلی حال کرد اولش دخترم تو شاتل نشست
From kish 89

بعد سوار کشتی پاراسل شد و به نوبت رفتن بالای ما رو نگاه کرد
From kish 89

اینها هم عکسهای پاراسل ما دو تا
From kish 89

From kish 89
روز بعد من غواصی رفتم و دیانا خانم از تو ساحل با مامان شهرش منتظر من موندن تا برگردم
From kish 89

پاساژ گردی از جمله کارهای هر روز بعد از ظهر ما بود
From kish 89

علاوه بر پاساژ گردی بولینگ و بلیارد هم زیاد می رفتیم دیانا خانم هم حسابی سالن بلیارد رو شلوغ می کرد و جیغ و داد می زد
From kish 89


From kish 89

شهره خانم علاقه زیادی به باگی از خودشون نشان دادند و همگی با هم رفتیم پیست باگی

From kish 89

دخترم لب ساحل خیلی خوش اخلاق بود و به همه لبخند می زد و حسابی دل همه رو می برد
From kish 89

From kish 89

From kish 89


روز های آخر هم من و شهره رفتیم جت اسکی که کلی حال داد ولی بعد از جت اسکی هر دو مون بدن درد گرفته بودیم و نمی تونستیم تکون بخوریم

From kish 89
در کل اولین سفر ما با دیانا خانم خیلی حال داد و کلی شادمون کرد

۱۳۸۹ بهمن ۱۳, چهارشنبه

دختر نازم

دخترم روز به روز بزرگتر میشه و کارهای بامزه بیشتری انجام میده
بعضی وقتا اینقدر ماچش می کنم که لب ور می چینه و چپ چپ نگام می کنه
حسابی خوردنی شده
From چهار ماهگی دیانا


می شینه کلی با زبون خودش باهام حرف می زنه، منم که فقط می تونم حرفهاش رو تائید کنم :)
From چهار ماهگی دیانا


وقتی می خواهیم ازش عکس بگیریم چنان ژستی می گیره و به دوربین نگاه می کنه که انگار سالها مدل عکس بوده
From چهار ماهگی دیانا


عاشق اسباب بازی هاشه و فوری اونا رو توی دهنش می کنه
From چهار ماهگی دیانا


۱۳۸۹ بهمن ۵, سه‌شنبه

چهار ماهگی و اسباب بازی

دیانا خانم وارد چهار ماهگی شدند و تازه تازه دنیا رو داره درک می کنه این درک با بازی با اسباب بازی ها و تلاش برای بدست آوردن اسباب بازیهاش شروع شده
هر چیز رنگی توجه دیانا خانم رو به خودش جلب می کنه و می خواهد اونها رو بگیره و تو دهنش بکنه
From چهار ماهگی

دیانا زندگی ما زو تغییر داده البته هنوز کاملا با این تغییرات خودمون را مطابقت ندادیم برای همین بعضی روزها واقعا افسرده و ناراحت و خسته می شیم
ولی لبخند دیانا به یک دنیا می ارزه

From چهار ماهگی

اینم عکسهای ما دوتا که خوشحال و خندانیم

From چهار ماهگی

From چهار ماهگی

۱۳۸۹ دی ۲۱, سه‌شنبه

خوشگل خانم

دخترم هر روز که بزرگتر میشه خوشگل تر میشه
مامانش هم هر روز براش تیپ می زنه و لباس های خوشگل و گل سر یا تل خوشگل براش می بنده
جدیدا هم که خانم همش می خندند با این خنده هاش هم دل ما رو می بره و خستگی آدم را در می یاره
با اومدن دیانا زندگی ما خیلی قشنگ تر از همیشه شده

From diana&damun